|
به نام خدا:این وبلاگ جهت روحیه دادن به معلولان است که خود یکی از آنها می باشم ویاد آوری اینک با یاد خدا وتلاش و کوشش می توانیم به مقامهای بالای اجتماع دست پیدا کندیم.همچنین انتقال دردهای توانخواهان جامعه به افکار عمومی.
پست الکترونیک آرشيو ماهيانه نویسندگان
آرشیو موضوعی
پیوندها
پیوندهای روزانه
صفحات
Powered By JAVANBLOG.COM |
نگرش یک معلول نسبت به جامعه
لینکستان
نوشته شده در 20/9/1387ساعت03:54 توسط رضا
| لینک ثابت ||
- نظر(0) - دنبالک ها(0)
طبع بلند یک معلول(محمد صمدی)
آدرس سایت حضرت آیت الله محمد تقی بهجت(دامت برکاته) بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صلی علی محمد وال محمد وقتی به ایشان گفتم قصد دارم شما را به جامعه معرفی کنم ، ابتدا قبول نمی کرد،زیرا فکر میکرد که وقتی گفته شود این شخص معلول است همه فکر میکنند که او کمک می خواهد. ولی وقتی به او قبولاندم که می خواهم همت او را نشان دهم،موافقت کرد . محمد صمدی: اهل تبریز،ساکن تهران ،در کودکی در اثر حادثه ای از ناحیه پا دچار آسیبدیدگی شد. در جوانی به حوزه علمیه قم می رود و دروس اولیه طلبگی را در انجا فرا می گیرد ، در آن زمان وجهی را که معمولا علما به طلاب جهت مخارجشان میدهند را نمی گرفت و جدا از تحصیل علم ،کار میکرد وخرج خود را بدست می آورد. بعد به تهران آمده ودر بازار مشغول به کار می شود.درهمین حال بعلت علاقه به قرآن با تلاش فراوان یکی از قاریان خوب میگردد. هم زمان به خوشنویسی پرداخته ، و در این زمینه هم به مهارتهای بالایی دست پیدا می کند، اما چیزی که نماد این مرد با تلاش است "شعر" اوست. او با توجه به علاقه وافری که به اهل بیت (ع)دارد به سرودن اشعاری در این زمینه پرداخت ،در حقیقت علاقه او نسبت به اهل بیت باعث شد، این طبع شعر را به او بدهند .او همیشه سعی کرده که در کار های منزل نیز کمک حال اهل خانه باشد.آشپز خوبی هم هست ،او می گوید کمک به اهل منزل نورانیت می آورد . سه سال پیش هنگامی که برای زیارت شیخ صدوق به ابن بابویه می رفته با یک ماشین تصادف میکند و در اثر آن پای سالمش نیز دچار آسیب می گردد .ولی او راننده را می بخشد واو را رها می کند. اینجا کار کردن در بازار برای او غیر ممکن می شود،وایشان نوع شغل خود را عوض کرده، آموزش خیاطی را فرا می گیرد، ودر داخل منزل شروع به کار می کند. محمد صمدی،معلول از ناحیه پا :یک قاری قرآن،شاعر،خوشنویس، خیاط، عالم علوم دینی ویک فردمستقل در جامعه که با کار و تلاش باعث سر افرازی خود و خانواده ش و راهنمایی برای دوستان و آشنایان گشته وبزودی دیوان اشعارش نیز به چاپ خواهد رسید. در این جا تعدادی از اشعارش را برای نمونه به شما معرفی میکنیم. ایا سالار دین بنگر که در گِل مانده محملها بیا و چارهای بنما تویی حلال مشکلها شب تاریک ره باریک و صحرایی پراز وحشت که گرگان در کمین گاه و زشر پرگشته منزلها الا ای تاجدار عزت و وی رهنمای جان بیا که تو توان داری ، مدد کن خود براحلها ز بهر خاطر یاران دمی از پرده بیرون آی که از شوق لقای تو در این ره میطپد دلها متاع معدلترا خود ببازار حقیقت آر که تا رونق پذیرد این همه بازار و محفلها الا یا ایها القاءم قم باسیف لا تقعد که تا از داغ شمشیرت جزا بینند سافلها بدشت کربلا جدت فتاده با تن بی سر بیا که شد تنش صد چاک بسم اسب قاتلها بیا که اهل بیتش شد اسیر دشمن بی رحم بیا کان بیکسان را زار گرداندند ارا ذلها بیا کانداخت ظالم سلسله بر گردن بیمار بیا کافتاد آتش بر تنش از داغی قلها "صمدی" غرق بحر غم تو دستش گیر یا مولا ز غرغابش بکش بیرون بدست تست ساحلها "بیا مولا ،بیا مولا- بجان مادرت زهرا(س)-رواکن حاجت مارا
خیز ای باد صبا بهر غم و غربت دوست گذری کن بسلامی ز سر تربت دوست عرض ما را برسان خدمت اصحاب صفا پیک حق باش در این رابطه از بابت دوست گو بایشان که نه اینست ره غم خواری چاره جوئید بسوز دل و برکربت دوست گوش جان میشنود ناله و فریادش را یادی از کرببلا دارد و وز نسبت دوست میرود سیل سرشک از رخش هر صبح و مسا می خورد خون جگر دائما از محنت دوست ایکه در صحبت مائی سخن از غیر مگو که در این حلقه نشاید بجز از صحبت دوست یار اگر همدل مائی خبری ده ز وصال که بجان آمده دل از غم و وز فرقت دوست سلطه بس زاغ و زغن را که بکذشت خزان فصل گل آمده اکنون ، بود نوبت دوست هدهد خوش خبر آورد خبر وقت سحر که بملک است فر از میمنت و رتبت دوست مژده بر منتظران داد که دل خوش دارید عنقریب است که بآخر رسد این غیبت دوست "صمدی" خواهی بآن فیض نائل آئی کن دعائی و غافل مشو از ندبت دوست یاد " مهدیست(عج)" صفا بخش در قرب وجود خوش بحال آنکه دارد چنین قربت دوست آب روانرا تو در این سوغت جان خوش گفتی با چه رو پا ملخی را ببرم خدمت دوست
7/9/1387 رضا طاهرنژاد جوزم انشاا... دیوان اشعار آقای صمدی بنام؛راهیان چشمه زندگی ونغمه های وصال به چاپ خواهد رسید.
عظمت اندیشیدن
"عظمت اندیشیدن" بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صلی علی محمد و ال محمد
میلیاردها سال پیش : یک کره گداخته کوچکتر از زمین ُبا زمین برخورد کرده و خود متلاشی میشود. قسمت اعظم آن سیاره با زمین یکی شده و مابقی تکه تکه اطراف زمین معلق می ما نند. بعد از سالها آن تکه ها یکی شده و کره ماه را بوجود میآورند ُ درجه حرارت سطح زمین ۵۰۰۰ درجه بالای صفر می باشد ُ نیروی جاذبه زمین بعلت بزرگتر شدن بیشتر شده و جو در حال شکل گیریست ولی شهاب سنگهای بزرگ و کوچک همچنان با سطح زمین برخورد می کنند. از برخورد آنها طی یک سری تحولات شیمیایH2oتشکیل می شود و بلافاصله تبخیر می گردد. آنقدر این کار ادامه پیدا می کند تا کم کم زمین خنک شده وزندگی آغاز میگردد. ُُکهکشانهای فضای لایتناهی . سپس خدا وند بلند مرتبه ابتدا انسان چه داشت؟امکانات او چه بود؟چه چیزی اورااز دیگر موجودات جدا می ساخت؟ "او فکر می کرد و میاندیشید". آری برادر وخواهر توانخواه ما هم انسانیم وقدرت " اندیشیدن "
آفرینش
اللهم صلی علی محمد و ال محمد تنها ،یکتا، قادر،....عالم،ناظر،فاضل،....کاشف،ستارالعیوب فریاد رس،دادخواه،رب العالمین ،....حکیم،دانا،رحمن،رحیم،عظیم، ،....،قدیم،کریم....والله ."همین صفات او باعث خلقت شد".
خلقت: تصمیم خالق = کن فیکون او آفرید هر آنچه می شد و بخشید هر آنچه سزاوار بود . فرشتگان : نیروهای الهی برای انجام امور جهان ونظم دادن به حرکت منظم ماشین خلقت . مخلوق :آفریده شده ،موجود ،دارای جسم ،وزن وحجم(ماده) انسان : خاک + آب + دمیده شدن روح خدا. انسان: و حرکت گوهری در صدفی در اقیانوس هستی، مسجود ملا ءک. جهان آفریده شد که "انسان" آفریده شود. موجودات :جانداران ،نباتات ،اجسام علت خلقت : حکمت خدا : خداوند دارای صفاتی است که بر اساس آن ،خلقت انجام شد. یکی از آن صفات "عظمت" خداوند است ،دوم رحمت خداوند بزرگ است ،سوم کرامت خداوند است و .... . مجموع خیل زیادی از صفات خداوند علت خلقت شد، که او بیافریند ،تاکسی باشد که عظمت خدا را ببیند . " در حالی که او بی نیازاز این دیده شدن است ". موجوداتی باشند که حضرت حق به آنها ببخشد و مو جوداتی باشند که مورد لطف و رحمت او قرار بگیرند و ....که اگر نمی آفرید چیزی را که می شد بیافریند ، آنگاه ظالم می شد ولی خداوند ظالم نیست. اطاعت خدا :(بندگی) دیگر از علت آفرینش ، ذکر و تسبیح و اطاعت خداوند است که همه موجودات از بی جان و جاندار به آن مشغولند ، و در این میان انسان است که مورد آزمایش نیز قرار می گیرد تا عظمت خدا و ارزش عمل انسان مشخص شود .(خدا بی نیاز به ذکر و تسبیح واطاعت و... است.) انسان بفهمد "که" او را آفریده و از او چه می خواهد ؟ و دلیل این خواستن چیست ؟ چرا خداوند بزرگ ، قوانینی را برای زندگی بشر ایجاد کرده ؟ و این قوانین چه تأثیری بر روابط فردی و اجتمای انسان دارد؟ راه انسان : زندگی ؛ حرکت در جهان برای ماندن و بدست آوردن آسایش و راحتی و رسیدن به مطلوب و سعادت انسانی ؛و برای رسیدن به آن سعادت ، متحد شدن، فکر کردن، تلاش نمودن، اعتماد کردن ، یکسو شدن ،مثبت اندیشیدن وایثار و شهادت.
تعهد خدا نسبت به موجودات : اینست که روزی همه آنها را طی قوانین خاصی بدهد و هیچ کس را و هیچ موجودی راکه از این قوانین اطاعت کنند ،بی روزی و بی سر پناه نگذارد.
یکی از این قوانین تلاش و کوشش است در جهت بدست آوردن روزی بر روی زمین در چهار چوب معیارهای الهی . قانون دیگر در این جهت ؛ تفکر وپیداکردن راه های در جهت تسریع این نوع تلاشهاست . دیگر قانون ؛انفاق قسمتی از آنچه خدا بما داده به نیاز مندان ومیهمان کردن مردم بر سر سفره اطعام خود است . دیگر از تعهدات خداوند کریم به انسان این است که اورا در هنگام نیاز یاری رساند ، بشرط آنکه انسان بدستورات او عمل نماید. نمی توان انسان مومنی راپیدا کرد که در جامعه نیاز مند کمک مردم شده باشد ،حتی مردم برای رفع مشکلاتشان به نزد آنها میروند.(مانند ؛صالحین ،صادقین،عالمین) خالق هستی،انسان را دوست دارد ولی ما خودمان را دوست نداریم، زیرا ارزش خودمان رانمی شناسیم.کارهایی انجام می دهیم که باعث دور شدن از صفات انسانی و رحمت الهیست . خداوندبزرگ مانند بعضی انسانها نمی اندیشد. برای او انسان سالم وانسان معلول فرق نمیکند؛ چیزی که برای او مهم است،ایمان به اوست و او خود می بیند وکمک میکند وعظمت می بخشد. "بایدنعمتهای خداوند را بشناسیم و او را سپاس بگویم،واز آن نعمت ها درجهت رضایت خالق استفاده کنیم".
الحمد ولله رب العالمین التماس دعا رضا طاهرنژاد جوزم
یک معلول چگونه باید بی اندیشد؟
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله...رب العالمین باصلوات بر محمد وال محمد صلوات ا...علیهم اجمعین با سلام محضر امام زمان(عج) وهمچنین همه انسانهای فعال و زحمت کش مخصوصا معلولین عزیز.با توجه به پیشرفت روز افزون علم در جهان وتلاش انسانهای صنعتی شده برای انحصار طلبی ـخود کامگی ـ جمع ثروت وبدست آوردن قدرت به هر طریق ممکن(قابیل شدن) بنظر میرسد اگر کسی نتواند در این مسابقه شرکت کند محکوم بشکست وانحطاط می گردد.مخصوصا اگر آن شخص اشکالی ویا نقصانی در وجود مادی حویش داشته باشد. در تمام ادیان الهی گذشته "فرستادگان حضرت حق "همیشه در میان ضعیفان وعقب ماندگان جامعه قرار می گرفتند ودر میان آنها مبعوث می شدند *با آنها زندگی می کردند*آنها را بالا می آوردند و در حقیقت به آنها توان شناخت قدرت وارزش خود را می دادند .که چگونه باید باشند وچه باید انجام دهند. اگر بکسی ویا گروهی کمکی می شد از روی ترحم ویا خودنمایی *بدست آوردن قدرت واز این قبیل مسائل نبود. "بلکه وظیفه بود َ یک وظیفه الهی ً یک آزمایش بود ً یک آزمایش الهی "هم برای کمک کننده و هم برای کمک شونده .زیرا که خداوند متعال می خواست بند گانش را آزمایش کند . این گونه بود که جامعه الهی شکل می گرفت وثروت وامکانات بین همه اقشار جامعه تقسیم می شد وجالب این است که مخصوصا در زمان پیامبر اسلام (ص) وامامان (ع)تلاش زیادی می شد تا قشر پایین جامعه را به تلاش وتکاپوی بیشتر برای زندگی راحت تر ترغیب کنند نه اینکه به مستضعفین و بیچارگان به دلیل استضعافشان کمک کنند تا یک گروه تن پرور وتنبل بوجود آید. انجاست که وقتی فقیری خدمت معصوم (ع) میرود وتقاضای کمک می کند آن امام بزرگوار به او می فرماید "اگر خواسته باشید به شما کمک می کنیم ولی بهترآنست که خود تلاش کنید". اما درزمان ما که معصوم (ع) درپرده غیب قرار گرفته تکلیف چیست؟ درست است که حکومت مایک حکومت دینی است ولی آیا همه مسولین نگرش پاک وبی آلایش دینی دارند. این جاست که وظیفه مستضعفین مخصوصا معلولین و توانخواهان جامعه ِ یادآوری مسئولیت مسئولان است.که باید درمیان ما بیایید ومشکلات را ببینید و حس کنید و انجام وظیفه کنید موقعیت بالارفتن و پیشرفت را بوجود آورید تا همه کسانی که دارای کمبودی مخصوصا دروجود مادی خود هستند امکان پیشرفت را پیدا کنید. واما وظیفه دیگر مستضعفان ( یعنی کسانی که دارای ضعف دروجود مادی خود هستند مخصوصا توان خواهان جامعه و معلولان) این است که خود را باور کنند ِخود را بشناسند و مطمئن باشند که می توانند کارهایی انجام دهند که شاید دیگران نتوانند. مثال روشن آن در ورزش است که درکشور ایران بزرگ با این همه امکانات ورزشکاران سالم با دو مدال طلا و نقره ازمسابقات جهانی باز میگردندولی معلولین سرافراز با امکانات ناچیز با آنهمه مدال و افتخار. بنده چنین چیزی را تجربه کرده ام و با تلاش و کوشش چند ساله از تکاپوی ننشسته ام و در حال حاضر موقعیت خوبی را در اجتماع اطراف خود دارم ِ و چنین چیزی اتفاق نیفتاد مگر با عنایت پروردگار یکتا و ائمه معصومین علیه السلام. بیایید به خدا توکل کنیم و از مشکلات نهراسیم و به پیش رویم و بدانیم که مهم تلاش و کوشش ماست که بگویم (ما معلولین سر بارجامعه نیستیم). با امید این تلاش با تشکر رضا طاهرنژاد جوزم ۱۳۸۷/۸/۷
خانه عکس
به نام خدا اللهم صلی علی محمد و ال محمد عکسها خاطرات گذشت را یادآوری میکنند ضریح امام زاده طاهر (ع)شهرری حرم امام رضا (ع) مراسم کلنگ زنی مسجد جمکران سال ۴۷
محل اصلی مسجد مقدس جمکران در ابتدای ساخت
حضرت آیت الله بروجردی(ره)
یادگاری با آقای هوشنگ توکلی
![]() ارگ قدیم بم
کاخ گلستان(شمس العماره)
میدان آزادی (تهران)
شهید آوینی
دکتر علی شریعتی
شهید امیر حاج امین (بعد از مدتها هنوز جسدش سالم بود)
شهید سید احمد پولارک
امام زاده ابوالحسن- شهرری
کشتی یونانی ها -جزیره کیش (سالها قبل در جزیره کیش به کل نشسته و محل بازدید توریستها گشته)
تخت جمشید
تخت جمشید۲
شاه چراغ (ع)-شیراز
مزار شریف علامه طبا طبایی(سمت چپ)و آیت الله خوانساری(سمت راست)
تخت مر مر - کاخ گلستان
عکسهای مکانهای تاریخی وزیارتی... خودرا برایم بفرستید
اتحاد رمز موفقیت معلولان
بسم الله الرحمن الر حیم اللهم صلی علی محمد وال محمد اتحاد رمز موفقیت معلولان هر شخصی برای ادامه زندگی در این جهان پهناور ،احتیاج به تلاش و کوشش در جهت تأمین مایحتاج روزانه خود دارد (بصورت فردی) و چون انسان موجودیست که در اجتماع زندگی می کند، بنابراین جدای زندگی فردی نیاز به برنامه ریزی و نظم دادن به اجتماع خود نیزدارد،تا در سایه اجتماع ، بهتر به زندگی شخصی خود نیز برسد . حال باید دانست که یک معلول از هر نوع آن(جسمی ،ذهنی)یک فرد در جامعه است که حق زندگی دارد ، و این حق را نیز خداوند رحمان به او داده . بنابراین جدای از زندگی فردی حقی نیز در جامعه دارد، در نتیجه "جامعه" همان حقی را که برای افراد سالم ،در نظر دارد،باید به افراد معلول نیز بدهد. "با توجه به اینک خیل زیادی از معلولین در این اجتماع کار و فعالیت مفید انجام می دهند ، و اساسا قسمتی از چرخ اجتماع را به حرکت در می آورند".جامعه ما نیز در این راستاقانون جامعه معلولین را تدوین کرده است.طبق گفته خود مسؤلان 70%این قانون عملا اجرا نمی شود. در کشور ما یکی از دلایل اینکه سازمان بهزیستی در حاشیه قرار گرفته ، اینست که بهزیستی بصورت یک وزارتخانه، دارای یک وزیر وپاسخگو به مجلس نمی باشد وبصورت" سازمانی "اداره می شود. با عنایت به همه این مسايل توانخواهان و معلولین عملا فراموش می شوند(شده اند). تنها یک راه برای فراموش نشدن می ماند ، آنهم ایجاد تشکلی شبیه به تشکلهای کارگری (مانند:خانه کارگر) وامثال آن توسط معلولان می باشد که زیر نظر دولت و گروه های سیاسی هم بهیچ عنوان قرار بامید چنین روزی
سخنان کوتاه ولی پند آموز از حکیمان
آدرس سایت حضرت آیت الله العظمی محمد تقی بهجت سخنان کوتاه ولی پند آموز از حکیمان بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صلی علی محمد وال محمد عزت مردم با ایمان در بی نیازی از مردم است وآزادی وشرافت در پرتو قناعت به دست میآید. حضرت محمد (ص)
اگر میخواهی که مردم تورادوست دارند ُ در معامله ستم مکن ودروغ مگو وبه زبان خود کسی را مرنجان. بوعلی سینا
از مردم طماع راستی مجو واز بی اصل وفا مخواه .
خشم بیش از حد گرفتن ُوحشت آرد ولطف بی وقت هیبت ببرد ُ نه چندان درشتی کن که از تو سیرگردند ونه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند . سعدی مکن نماز بر آن کس ُ که هیچ نکرد الا ای دولت طالع که قدر وقت می دانی بدیهای اجتماع بدست ما ساخته شده است وبجای ناله جای آن دارد که در صدد رفع آ براییم. ویکتور هو گو اگر مردم مرا نشناسند غصه نخواهم خورد ُولی من اگر مردم را نشناسم افسرده خواهم بود . کنفوسیوس اگر تمام سعی و کوشش خود را صرف انجام وظیفه کنیم ُ می توانیم به سعادت خود یقین داشته با شیم . فنلون ارزانترین چیزها مهربانی است که به کار بردن آن مستلزم کمترین ناراحتی و فداکاری است . اسمایلز تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد «هدف» است . امتحان کنید مرد رابا فعل او ونه به قول او . عشق و محبت گوهری گرانبهاست ُاگر با عفت توام باشد . از افلاطون پرسیدند:به چه وسیله می توان از دشمن انتقام گرفت ؟گفت:به بذل و کرم . افلاطون آدمی راامتحان به کردار باید نه بگفتار چه اکثر مردم زشت کردارونیکو گفتارند. فیثاغورث حکیم آنقدر دانش آدمی را کفایت است که راه راست از کج وسعادت رااز شقاوت شناسد . جالینوس تواضع ُ نردبان بزرگی و بلندی است . انجام امور غیر ممکن همیشه لذت بخش است . اگر شما مدت طولانی در آب بسر ببرید ُمتوجه نمی شوید که باید آب را عوض کنید . کاتر برای برخورد با مشکلات دو روش موجود است:یا بر آنها پیروز می شوید ُ یا صبر می کنید تا مشکلات ُ شما را با خودشان سازگار سازند . آینده هرگز اتفاق نمی افتد ُ بلکه ساخته می شود . کار یعنی تلاش برای یافتن معجزه ای مناسب که منشاء هستی را بیدار و ارضا کند . توماس مور فرق است بین آنان که حقیقت را دوست دارند با آنان که حقیقت را فهمیده اند. حماقت یک شخص ُ اقبال شخص دیگر است . بجای آنکه نسخه ی بدل دیگری باشید ُ سعی کنید نسخه ی اصل خود باشید. در زندگی ُ هر پیشرفتی که حاصل شده است ُ از سر جسارت بوده ونه از روی سازش. راه هزار فرسنگی هم با یک گام آغاز میشود. اگر کسانی از شما انتقاد نکنند ُ انگار اساسا موفقیتی نداشته اید. به کار گرفتن خلاقیت ُ ارزانترین راه برای استفاده ی بهتر از دارای های موجود است . سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصاءب زندگی لبخند زند . با دیگران بخند ،نه بر دیگران . بامید موفقیت شما
|